|
+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 15:56 ÊæÓØ محسن |
آنقدرها که عاشق او بودم او نبود در واژه های سوخته اش رنگ و بو نبود من با تمام سادگی ام حرف میزدم در چشم او ولی هوس گفتگو نبود میگفت با تو هستم و مثل تو عاشقم اما درون سینه او های و هو نبود حتی اگر قبول کنم لاف عشق را آنقدرها که دربه درش بودم او نبود آنقدر محو او شده بودم که روز و شب غیر از خیالش آینه ام روبرو نبود آن روزها که چیدم از آن باغ سبز سیب دست فریبکاری اش این قدر رو نبود! + äæÔÊå ÔÏå ÏÑ چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 15:51 ÊæÓØ محسن |
+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 15:51 ÊæÓØ محسن |
+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 15:49 ÊæÓØ محسن |
+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 15:48 ÊæÓØ محسن |
+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 15:28 ÊæÓØ محسن |
تو دلم فریاد و فریاد رسی نیست... شدم اون هرزه گیاهی که گلاش، پرپره دستای خار و خسی نیست... دیگه دل با کسی نیست... دیگه فریادرسی نیست... آسمون ابری شده.... دیگه خار و خسی نیست... بارون از ابرا سبک تر می پره، هر کسی سر به سوی خودش داره... مثه لاک پشت تو خودم قایم شدم... دیگه هیچ کس دلمو نمی بره... دیگه دل با کسی نیست... دیگه فریادرسی نیست... آسمون ابری شده... دیگه خار و خسی نیست... ماهی از پاشویه بیرون افتاده... شاپرکها پراشون زخمی شده... نکنه تو گله ی برره هامون... گذر گرگ بیابون افتاده... دیگه دل با کسی نیست... دیگه فریاد رسی نیست... آسمون ابری شده..... دیگه خار و خسی نیست... + äæÔÊå ÔÏå ÏÑ چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 15:27 ÊæÓØ محسن |
+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 15:26 ÊæÓØ محسن |
+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 15:25 ÊæÓØ محسن |
+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 15:25 ÊæÓØ محسن |
+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 15:25 ÊæÓØ محسن |
+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ شنبه دهم شهریور 1386 9:22 ÊæÓØ محسن |
اگه يه روز بري سفر بري زپيشم بي خبر اسير روياها مي شم دوباره باز تنهامي شم به شب مي گم پيشم بمونه به باد مي گم تا صبح بخونه بخونه از ديار ياري چرا مي ري تنهام مي ذاري اگه فراموشم کني ترک آغوشم کني پرنده دريا مي شم تو چنگ موج رها مي شم به دل مي گم خاموش بمونه ميرم که هر کسي بدونه مي رم به سوي اون دياري که توش من رو تنها نذاري اگه يه روزي نوم تو تو گوش من صدا کنه دوباره باز غمت بياد که منُ مبتلا کنه به دل مي گم کاريش نباشه بذاره درد تو دوا شه بره توي تموم جونم که باز برات آواز بخونم اگه بازم دلت مي خواد يار يکديگر باشيم مثال ايوم قديم بشينيم و سحر پاشيم بايد دلت رنگي بگيره دوباره آهنگي بگيره بگيره رنگ اون دياري که توش من رو تنها نذاري اگه مي خواي پيشم بموني بيا تا باقي جووني بيا تا پوست به استخونه نذار دلم تنها بمونه بذار شبم رنگي بگيره دوباره آهنگي بگيره بگيره رنگ اون دياري که توش من رو تنها نذاري + äæÔÊå ÔÏå ÏÑ شنبه دهم شهریور 1386 9:21 ÊæÓØ محسن |
+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ شنبه دهم شهریور 1386 9:19 ÊæÓØ محسن |
+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ شنبه دهم شهریور 1386 9:18 ÊæÓØ محسن |
لحظه دیدار تو
+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ شنبه دهم شهریور 1386 9:18 ÊæÓØ محسن |
+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ شنبه دهم شهریور 1386 9:17 ÊæÓØ محسن |
+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ شنبه دهم شهریور 1386 9:17 ÊæÓØ محسن |
+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ شنبه دهم شهریور 1386 9:15 ÊæÓØ محسن |
+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ شنبه دهم شهریور 1386 9:14 ÊæÓØ محسن |
+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ شنبه دهم شهریور 1386 9:13 ÊæÓØ محسن |
هم ترانه! ياد من باش بی بهانه ياد من باش
+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ شنبه دهم شهریور 1386 9:13 ÊæÓØ محسن |
+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ شنبه دهم شهریور 1386 9:12 ÊæÓØ محسن |
+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ شنبه دهم شهریور 1386 9:11 ÊæÓØ محسن |
عشق من باش نازنینم
عشقِ منی عمرِمنی جونِ منی مالِ منی خوبِ منی ماهِ منی حسِ منی حالِ منی + äæÔÊå ÔÏå ÏÑ شنبه دهم شهریور 1386 9:11 ÊæÓØ محسن |
+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ شنبه دهم شهریور 1386 9:10 ÊæÓØ محسن |
|
http://minos.blogfa.com | ||||||