گفتمش آغاز درد عشق چيست؟

گفت آغازش سراسر بندگيست

گفتمش پايان آن را هم بگو

 گفت پايانش همه شرمندگيست

گفتمش درمان دردم را بگو

 گفت درماني ندارد،فقط هجران باید کر

 گفتمش يک اندکي تسکين آن

 گفت تسکينش همه سوز و فناست

 

ای که گفتی عشق را درمان به هجران کرده اند

کاش می گفتی هجران را چه درمان کرده ان